نظرات درباره تبلیغات، متفاوت است. عده ای آن را وسیله ای برای ارتقای معلومات و بالابردن آگاهی مردم در انتخاب و خرید مناسب دانسته اند و گروهی دیگر، تبلیغات را نوعی گمراه کردن و گول زدن می دانند که چشم ها را از دیدن واقعیات دور نگه می دارد. در بررسی علت ها و لزوم تبلیغات می توان گفت که روشی برای ایجاد حس رقابت بین تولید کنندگان و بالابردن آگاهی مردم نسبت به جنس و قیمت کالا ها است.
دكتر كاظم معتمدنژاد(1371) " انفعال سياسي "را حاصل تبليغات بازرگاني ميداند و معتقد است كه مخاطبان آگهيهاي بازرگاني، براي تهيه و داشتن آنچه از طريق رسانهها تبليغ ميشود، مجبورند بيشتر و سختتر كار كنند و اين مسئله، آنها را از نظر جسمي و روحي خسته و فرسوده ميكند و شور و نشاط زندگي را در آنها از بين ميبرد. در چنين شرايطي، تبليغات بازرگاني بهطور غيرمستقيم هدفهاي تبليغات سياسي را كه حفظ و گسترش سازگاري و محافظهكاري است، تأمين ميكنند.
در سؤالی كه از ۲۶۶ نفر درباره چگونگی انتخاب برچسب (مارك) تجاری كالای مورد نظرشان پرسیده شده، فقط ۳۷ درصد اظهار داشتند كه به وسیله تبلیغات، كالای مورد نظرشان را انتخاب می كنند. ۴۱ درصد براساس تجربه و اعتماد شخصی، ۱۲ درصد كیفیت برتر كالا، هفت درصد توصیه دوستان و اقوام و یك درصد به صورت تصادفی خرید می كنند و دو درصد دلیلی اظهار نكردند.
این مسأله قابل توجه است كه پخش آگهی تبلیغاتی یكی از راه های كسب درآمد محسوب می شود و در حال حاضر، بسیاری از شبكه های تلویزیونی و حتی تهیه كنندگان فیلم های سینمایی مشهور برای اینكه بتوانند تا حدودی هزینه های خود را تعدیل كنند و گامی هم در مسیر رشد صنعتی و اقتصادی جامعه خود بردارند، به شكل های مختلف به ارائه یك كالا یا مارك مشخص در میان قصه خود می پردازند كه هم تبلیغ است و كسب درآمد و هم اینكه مخاطب آن را پس نمی زند.
به اعتقاد كارشناسان یكی از راه های پایین آوردن هزینه ها در صدا و سیما این است كه سازمان به تهیه كنندگان فیلم ها و سریال ها اجازه بدهد در برنامه ها و فیلم هایشان كالاهایی را تبلیغ كنند، به شرطی كه بودجه كمتری از سازمان دریافت كنند. در این زمینه می توان به تبلیغات گسترده و در عین حال معمول موبایل، اتومبیل، ساعت، لباس، كفش و كیف در آثار مختلف تصویری اشاره كرد كه به شكلی زیركانه و در عین حال مؤثر و تصویری ارائه می شود.



